سلام به شما دوستان عزیز

 

ورودتون به این وبلاگ رو خوش آمد میگم

این وبلاگ ، یک وبلاگ طنز هستش

 

در صورتی که تمایل به تبادل لینک داشتین نظر بذارین توی همین پست

 

موفق باشین



تاريخ : جمعه سی ام خرداد 1393 | 15:56 | نویسنده : علی رضایی |

خاطره طنز - برف پاک کن

 

 

 

یه روز صبح داشتم با ماشین میرفتم دانشگاه که دستم خورد به دکمه برف پاک کن

خواستم درستش کنم زدم بد تر خرابش کردم تازه عجله هم داشتم
هیچی دیگه منم برف پاک کنا رو دادم بالا همون طوری تو خیابون راه افتادم

مديوني اگه فکر کنی هوا آفتابی هم بود

 

یادش بخیر تازه از دانشگاه فارغ تحصیل شده بودم هر کاری انجام میدادم که باب میل بابام نبود،

سریع رییس دانشگاهمو فحش میداد،میگفت خاک بر سر اون رییس دانشگاهت که تو رو خر بهش دادم خرم تحویل گرفتم

پس تو اون خراب شده به شما چی آموزش میدن.

الانم به داداشم همینارو میگه.....بابای شمام اینجوریاس؟؟

 

منبع : 4jok.com

 

در صورتی که خواستین با من تبادل لینک بکنین اینجا رو کلیک کنین


موضوعات مرتبط: خاطره
برچسب‌ها: خاطره طنز , خاطره , خاطره برف پاک کن

تاريخ : جمعه بیست و پنجم مهر 1393 | 10:43 | نویسنده : علی رضایی |

فک و فامیله داریم ما - مهر ماه

 

 

 

یه بار دخترعموی 3 سالم رو با خودمون بردیم شام بیرون پیتزا خوردیم.

وقتی برگشتیم خونه باباش ازش پرسید با عمو اینا چی خوردی؟

جواب داد هیچی بهم ته دیگ دادن با سوسیس!

فک و فامیله ما داریم؟؟؟؟؟

 

چن روز پیش مادر بزرگم بعده اینکه مسواکشو زد از دستشویی اومد بیرون

بهم گفت مادرجون عجب خمیردندونی دارین خیلی زیاد کف میکنه ولی حیف مزه اش بده!

من با تعجب میگم ماکه خمیردندون نداشتیم!!!سریع رفتمتو دستشویی دیدم بعععله

این مادربزرگه ما از خمیره ریش تراش به عنوان خمیر دندون استفاده کرده!!!

همه مادربزرگ دارن اینم از مادربزرگ ما!!!

 

منبع : 4jok.com

 

در صورتی که خواستین با من تبادل لینک بکنین اینجا رو کلیک کنین


موضوعات مرتبط: فک و فامیله داریم
برچسب‌ها: طنز فک و فامیله داریم , فک و فامیله داریم مهر ماه

تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 22:20 | نویسنده : علی رضایی |

طنز پ ن پ - رژ لب

 

 

 

با دوستم داشتیم فیلم نگاه میکردیم گفتم علی این بازیگره شبیه عمومه!!!!
گفت مرده رو میگی ؟!!!!
منم گفتم پ ن پ زنه رو میگم مخصوصا با رژ لبی که زده دیگه مو نمیزنه

 

آقا همسايمون در زد منم رفتم دم در گفتم بفرماييد

ميگه خونه ايد؟,منم گفتم نه،

منو ميبيني اخرين تکنولوژيه در باز کنم لطفا بعد از شنيدن صداي بوق پيغام خود را بزاريد.....

بيچاره رفت الانم منو ميبينه سرخ ميشه

 

در صورتی که خواستین با من تبادل لینک بکنین اینجا رو کلیک کنین


موضوعات مرتبط: پ ن پ
برچسب‌ها: طنز پ ن پ , پ ن پ پاییز

تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر 1393 | 12:40 | نویسنده : علی رضایی |

طنز مورد داشتیم - اسید

 

 

 

مورد داشتیم اسید پاشیدن به صورت دختره ولی هیچیش نشده!
لامصب آرایش نیس ، ایزوگام دلیجانه ، نم پس نمیده !!!

.

.

مورد داشتیم دختره تو پروفایل فیسبوکش نوشته :

سعی نکن مُخ منُ بزنی، چون من اصلا مخ ندارم:|
تا حالا تو زندگیم انقدر قانع نشده بودم(:

 

منبع : 4jok.com

 

در صورتی که خواستین با من تبادل لینک بکنین اینجا رو کلیک کنین


موضوعات مرتبط: طنز
برچسب‌ها: مورد داشتیم , طنز مورد داشتیم

تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد 1393 | 22:6 | نویسنده : علی رضایی |

مطالب خنده دار مرداد ماه

 

 

 

داشتم وبگردی میکردم، یکی از وبلاگها رو بعد از اینکه مطالبش رو یه نگاهی کردم بستم...

از طرف مدیر وبلاگ برام پیغام اومد:

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام، خداحافظ به شرطی که ببینی تر شده چشمام!!! :(
خدا شاهده میدونستم انقدر ناراحت میشه صفحه رو نمیبستم...تصویر چشمای ترش یه لحظه از نظرم رد نمیشه 

 

 امروز گوشیم گم شده بود
زنگ زدم ب خطم ببینم کجاس
خالم جواب داد
گفتم خاله گوشیم گم شده بود خواسم ببینم کجاس :|
خالم گفت :
خاک تو سرت ک گوشی ب اون نازی رو نتونسی دو روز نگه داری !!!
حالا چی کار میکنی ؟
بازم میخوای بری نمونه اش رو بخری ؟
من : خاله جون اونی که الان تو دستته چیه ؟
خالم : کنترل تلوزیونِ . چطور مگه ؟

 

منبع : m7a7.blogfa.com

 

در صورتی که خواستین با من تبادل لینک بکنین اینجا رو کلیک کنین


موضوعات مرتبط: طنز
برچسب‌ها: مطالب خنده دار , مطالب خنده دار مرداد 93

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 | 17:10 | نویسنده : علی رضایی |

داستان طنز - مرد یا زن

 

 

 

من مشغول تماشای سریال ، دخترم بدو بدو اومد و پرسید .
دخترم : مامان تو زنی یا مردی ؟
من : زنم دیگه پس چی ام ؟
دخترم : بابا ، چی اونم زنه ؟
من : نه مامانی بابا مرد .
دخترم : راست میگی مامان ؟
من : اره چطور مگه ؟
دخترم : هیچی مامان ! دیگه کی زنه ؟
من : خاله بتی ، خاله مریم ، خاله آرزو ، مامان بزرگ
دخترم : دایی سعید هم زنه ؟
من : نه اون مرده !
دخترم : از کجا فهمیدی زنی ؟
من : فهمیدم دیگه مامان، از قیافه ام .
دخترم : یعنی از چی ؟ از قیافه ات
من : از اینکه خوشگلم ،
دخترم : یعنی هر کی خوشگل بود زنه‌ ؟
من : اره دخترم
دخترم : بابا از کجا فهمید مرده
من : اونم از قیافش فهمید . یعنی بابایی چون ریش داره و ریشهاشو میزنه و زیاد خوشگل نیست مرده !
دخترم : یعنی زنا خوشگل مردا زشتن ؟
من : اره تقریبا .
دخترم : ولی بابایی که از تو خوشگلتره
من : اولا تو نه شما بعدشم باباییت کجاش از من خوشگلتره ؟
دخترم : چشاش
من : یعنی من زشتم مامان ؟
دخترم : آره
من : مرسی
دخترم : ولی دایی سعید هم از خاله بتی خوشگلتره !!
من : خوب مامان بعضی وقتها استثنا هم هست
دخترم : چی اون حرفه که الان گفتی چی بود
من : استثنا یعنی بعضی وقتها اینجوری میشه
دخترم : مامان من مردم
من : نه تو زنی
دخترم : یعنی منم زشتم
من : نه مامان کی گفت تو زشتی تو ماهی ، ولی تو الان کودکی
دخترم : یعنی من زن نیستم ؟
من : چرا جنسیتت زنه ولی الان کودکی
دخترم : یعنی چی ؟
من : ببین مامان همه ی ادما شناسنامه دارن که توی شناسنامه شون جنسیتشون مشخص میشه جنسیت تو هم توی شناسنامه ات زنه .
دخترم : یعنی منم مامانم ؟
من : اره دیگه تو هم مامان عروسکهاتی
دخترم : نه ، مامان واقعی ام ؟
من : خوب تو هم یه مامان واقعی کوچولو برای عروسکهات هستی دیگه
دخترم : مامان مسخره نباش دیگه من چی ام ؟
من : تو کودکی
دخترم : کی زن میشم ؟
من : بزرگ شدی
دخترم : مامان من نفهمیدم کیا زنن ؟
من : ببین یه جور دیگه میگم . کی بتو شیر داده تا خوردی بزرگ شدی
دخترم : بابا
من : بابات کی بتو شیر داد ؟ !!!!!!!!!!
دخترم : بابا هر شب تو لیوان سبزه بهم شیر میده دیگه
من : نه الان رو نمی گم ، کوچولو بودی ؟
دخترم : نمی دونم
من : نمی دونم چیه ؟ من دادم دیگه
دخترم : کی؟
من : ای بابا ولش کن ، بین مامان ، زنها سینه دارن که باهاش به بچه ها شیر میدن ، ولی مردا ندارن
دخترم : خب بابا هم سینه داره
من : اره داره ولی باهاش شیر نمی ده !! فهمیدی
دخترم : خوب منم سینه دارم ولی شیر نمی دم پس مردم .
من : ای بابا ببین مامان جون خودت که بزرگ بشی کم کم می فهمی .
دخترم : الان می خوام بفهمم .
من : خوب هر کی روسری سرش کنه زنه هر کی نکنه مرده
دخترم : یعنی تو الان مردی میریم پارک زن میشی
من : نه ببین ، من چیه تو میشم ؟
دخترم : مامانم
من : خوب مامانا همشون زنن و باباها همشون مردن
دخترم : اهان فهمیدم .
من : خدا خیرت بده که فهمیدی ، برو با عروسکهات بازی کن
نیم ساعت بعد
دخترم : مامان یه سوال بپرسم
من : بپرس ولی در مورد زن و مرد نباشه ها
دخترم : در مورد ماهی قرمزه است .
من : خوب بپرس
دخترم : مامان ماهی قرمزه زنه یا مرده ؟
من : …….

 

منبع : 4jok.com

 

در صورتی که خواستین با من تبادل لینک بکنین اینجا رو کلیک کنین


موضوعات مرتبط: داستان
برچسب‌ها: داستان طنز , داستان خنده دار کوتاه

تاريخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 | 13:56 | نویسنده : علی رضایی |

پ ن پ خنده دار - گودزیلای توی خونمون

 

 

 

رفتم تو اتاق گودزیلامون ( خواهرم) داشت تست میزد

بش گفتم جل الخالق!!!! تو ام آدم شدی تست میزنی؟؟؟؟

گودزیلای بووووق زل زل نگام میکنه میگه پ ن پ صبر کنم با تو آدم شم؟؟؟

یا اینقدر مثه تو تست نزنم که پشت کنکوری شم بد بخت؟؟؟ 

 

رفتم بانک به کارمنده میگم:ببخشید شما صندوقدار هستین؟
میگه:پ ن پ هاچ بکم،ملت اعصاب ندارنا!!!

 

اومدم یه سوسکو تو اشپزخونه بکشم ... رفیقم می گه : می خوای بکشیش ؟ گفتم پ ن پ میخوام باهاش وارده مذاکره بشم اجاره خونه را شریکی بدیم!

 

منبع : 4jok.com

 

در صورتی که خواستین با من تبادل لینک بکنین اینجا رو کلیک کنین


موضوعات مرتبط: پ ن پ
برچسب‌ها: پ ن پ , پ ن پ خنده دار

تاريخ : جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 | 11:34 | نویسنده : علی رضایی |

خاطره خنده دار-نوشابه سون اپ

 

 

اقا یه دفعه چشمتون روز بعد نبینه مامانم نوشابه سون اپ واسم خریده بود

بعد منم عاشق نوشابه یه خورده اش را خوردم نگو خواهرم بقیشو تا اخر خورده.

بعد مامانم از اون به عنوان ظرف یه ماده ی بهداشتی استفاده کرده .

فرداش بیدار شدم برم بخورم بقیشو چون سون اپ بیرنگه اون بهداشتیه هم بیرنگ بود

فک کردم نوشابه هستش خوردم.گلوم درد می کرد.

بعد خواهرم اومد دید من خوردم گفت بقیشو خوردی.

منم چون ازش حرصم گرفته بود که همرو خورده گفتم مامان یه جدید خریده برو باقیشو بخور

خواهرم رفت یه نفس همشو خورد.هیچی ازش نموند.

به غیر از چند تا فش به من.منم اینم دیگه.بدجنس

 

منبع : 4jok.com

 

در صورتی که خواستین با من تبادل لینک بکنین اینجا رو کلیک کنین


موضوعات مرتبط: خاطره
برچسب‌ها: خاطره , خاطره خنده دار

تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 | 20:11 | نویسنده : علی رضایی |

فک و فامیله دارم من خنده دار

 

 

 

یه فامیل داریم اون زمان که جومونگ نشون می داد

۱۴ هزار تا صلوات نذر کرده بود که جومونگ نمیره

فک و فامیله داریم ؟

 

با بابام تو یه ماشین بودیم

بعد ۲ نفرخارجی‌ سوار شدن

بابام رفت بپرسه اهل کجایین؟

خیلی‌ با اعتماد به نفس با یه لحن سوالی‌ گفت: mede in ؟

فک و فامیله ما داریم ؟

 

مامانم هر وقت پشت تلفن می خواد با خالم تیریپ صمیمیت برداره

می گه جوجه هات (بچه هات) چی کار می کنن

 

منبع : namakstan.ir

 

در صورتی که خواستین با من تبادل لینک بکنین اینجا رو کلیک کنین


موضوعات مرتبط: فک و فامیله داریم
برچسب‌ها: فک و فامیله دارم , فامیله دارم من

تاريخ : دوشنبه بیستم مرداد 1393 | 22:4 | نویسنده : علی رضایی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.